تبليغاتX
فصل سرد
 

فصل سرد

 
 

شرح شیدایی یک حس غریب

 
 
م - ریزک
م - ریزک

برای آنکه باشم و دلمشغول
--------------------
این مکان به عاریت به من واگذار شد تا دلنوشته هایم را در آن به دست زمان بسپارم

 

 

پیوند ها

زیر تیغ

زیبایم را پشت در می گذارم

هی فلانی(نازنین محمودی)

 

مطالب اخير

پائیز

ناز بانو

طلوع می خواهم

بانوی سفر کرده

وقتی نباشی

بانوی لحظه هایم

بغض کن عزیز

گرداب

دیگه خسته شدم

هوای وصل

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

پائیز

پائیز که هیچ
تو نباشی حتی بهار هم
شکوفه های از جنس دلتنگی دارد
وقتی تو نباشی
هیچ راهی به نفس ختم نمی شود
باش تا لحظه لحظه ضربان قلبم شوی

پنجشنبه سی ام مهر 1388 |

 

ناز بانو

نبینم گرمی اشکهایت را بانو
نباشد که زلالی چشمانت به سرخی رگهای غم خو بگیرد
نمی گویم بخند که اشک زلال پاکی هاست
نمی گویم قهقه سر گیر که غم عصای روزهای خستگی است
تنها دلتنگ مباش چرا که دلهای 

هر چند کوچک هر چند حقیر
به امید روزهای آفتابی تو دعا گویند.

دوشنبه بیستم مهر 1388 |

 

طلوع می خواهم

روزگار سیاهیست بانو
نیم نگاهی حتی هم نمی تواند
حتی یک لمس نیز کار ساز نیست
حتی یه کلام که گاه تا عمق وجود می گریخت
دیگر انگار هیچ چیز نیست تا برای بودن دلیلی شود
خورشید را در ذهن تکرار می کنم
تا طلوعی مجدد
تا غریبه نباشد با قلب تاریکم

دوشنبه سیزدهم مهر 1388 |

 

بانوی سفر کرده

آهای بانو
با تو ام ای لحظه لحظه ات خورشید
با تو ام که رفته ای از چشم
با تو که خانه کرده ای در دل
با تو ام ای  که می زنی لبخند
با تو ام که چشیده ای پرواز
نبودنت دلتنگی است


تقدیم به سر کار خانم نازنین محمودی شاعر عزیز و گرامی

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 |

 

وقتی نباشی

همیشه بردین گلو به ریختن خون نیست
من هلاک شدم به نبودنت
من زیر تیغ رفتم بخاطر تو
من فنا می شوم آرام آرام
که تو نیستی تا دستان خسته ام را بگیری
تا گوش شنوای دردهایم باشی
من هنوز  دلتنگ تو هستم
و چشم به راه آمدن پیامی شاید
یا کلامی  از تو

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 |

 
Blog Skin